و َما أعمالُ البِرِّ کُلُّها وَ الجِهادُ فی سَبیلِ الله عِندَ الامرِ بِالمَعرُوفِ و َالنَّهیِ عَنِ المُنکَرِ إِلاّ کَنَفثَهٍ فی بَحرٍ لُجِّیٍّ
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 542 ، ح 374
   
    • مراتب و آداب امر به معروف و نهی از منکر

      هدف از امر به معروف و نهی از منکر، تأثیر آن است. مقصود آن است که با اجرای این فریضه، مردم از منکرات بازایستند و به معروف‏ها روی آورند. از این‏رو باید به جنبه عملی این فریضه توجه بسیاری نشان داد. کاربست این فریضه تابع منطق ساده‏ای است و آن حرکت از ساده به دشوار و یا به تعبیر فقها الایسر فالایسر است. در این‏جا مقصود نه عقده‏گشایی است و نه کینه‏کشی. هدف فقط تحقق معروف و از میان بردن منکر است. به گفته شهید مطهری: امر به معروف و نهی از منکر از کارهایی است که ساختمان و کیفیت ترتیب آن و این که در کجا مفید است و به چه شکل مفید است و مؤثر است و بهتر ثمر می‏دهد و به بار می‏نشیند و نتیجه می‏دهد، همه را شارع در اختیار عقل ما و فکر ما و منطق ما گذاشته است. (108) بدین‏ترتیب، سخن از شیوه واحد و ترتیب معین، کارگشا نیست. اما در این‏جا چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد: نخست آن‏که هدف از اجرای این فریضه، اثرگذاری است. این فریضه برخلاف فرایض عبادی که به‏طور مطلق از ما خواسته شده و نمی‏توانیم تأثیر آنها را معین کنیم، دقیقا مشروط و منوط به تأثیر است و در شرط دوم آن هم دیدیم که اثرگذاری از شروط آن است . لذا همواره این نکته باید مدنظر باشد. دیگر آن که، چنین نیست که همیشه امر و نهی شونده پایین‏تر و کم‏شخصیت‏تر از آمر و ناهی است؛ بلکه او نیز انسانی است با حقوقی همسنگ آمر و چه‏بسا از نظر انسانی و اخلاقی از او برتر باشد. (109) به همین دلیل تحقیر او و آزردنش خلاف شرع و حرام است. (110) نکته سوم آن که هدف از اجرای این فریضه، اجرای آن به هر شکل و با هر قیمتی نیست، بلکه شیوه‏های اجرایی نیز باید درست و انسانی و اخلاقی باشد. اساسا هدف مقدس از طریق به‏کار گرفتن وسیله مقدس به‏دست می‏آید، نه وسیله نامشروع. با توجه به این نکات است که مسئله مراتب امر به معروف و نهی از منکر در فقه و اخلاق ما مطرح شده است و از ما خواسته‏اند تا این مراتب را حتی‏المقدور رعایت کنیم. مقصود از رعایت کردن این منطق آن است که بیش‏ترین نتیجه را با کم‏ترین هزینه و مئونه به‏دست آوریم و گرهی را که با دست گشوده می‏شود، با دندان نگشاییم. از این‏رو، الگوی کلی مراتب و انگاره آن براساس سه مرتبه شکل گرفته است و فقها بر آن رفته‏اند که مراتب انکار از انکار قلبی، زبانی و عملی تشکیل می‏شود و آمر و ناهی باید به ترتیب از این سه مرحله بگذرد. (111) البته هر یک از این مراتب، خود دارای زیرمرتبه‏های دیگری می تواند باشد که آمر و ناهی براساس شناختی که از جامعه و مخاطبان خود دارد، می‏تواند آنها را شناسایی کرده، به‏کار گیرد.

      خاستگاه این الگو را می‏توان در سخنان امام علی‏علیه السلام یافت. ایشان طی سخنانی در باب جهاد و به قصد برانگیختن مردم به‏سوی آن فرمود: ای مؤمنان، آن‏که بیند ستمی می‏رانند یا مردم را به منکری می‏خوانند و او به دل خود آن را نپسندد، سالم مانده و گناه نورزیده و آن‏که به زبان انکار کرد، مزد یافت و از آن‏که به دل انکار کرد، برتر است و آن‏که با شمشیر به انکار برخاست تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او کسی است که راه رستگاری را یافت و بر آن ایستاد و نور یقین در دلش تافت. (112) همچنین، روزی هنگام ایراد خطبه، مردی برخاست و به حضرت گفت: «ای امیرمؤمنان، ما را از مرده زندگان باخبر ساز. (113) » امام نیز پذیرفت و پس از اشاره به بعثت پیامبران و حاکمیت آنان، از نسل‏هایی که پس از آنان آمدند سخن گفت و آنان را این‏گونه تقسیم کرد: از مردمان کسی است که کار زشت را ناپسند می‏شمارد و به‏دست و زبان و دل خود آن را ناخوش می‏دارد، چنین کس خصلت‏های نیک را به کمال رسانیده؛ و از آنان کسی است که به زبان و دل خود انکار کند و دست به کار نبرد، چنین کس دو خصلت از خصلت‏های نیک را گرفته و خصلتی را تباه ساخته؛ و از آنان کسی است که منکر را به دل زشت می‏دارد و به‏دست و زبان خود بر آن انکار نیارد، چنین کس دو خصلت را که شریف‏تر است ضایع ساخته و به یک خصلت پرداخته؛ و از آنان کسی است که منکر را بازندارد به دست و دل و زبان، چنین کسی مرده‏ای است میان زندگان؟(114) بدین‏ترتیب، از نظر حضرت، امر به معروف و نهی از منکر، دارای سه مرتبه است که یکی برتر از دیگری است: .1 مرتبه قلبی؛ .2 مرتبه زبانی؛ .3 مرتبه عملی. مقصود از مرتبه قلبی آن است که انسان حداقل در دل خویش میان معروف و منکر تفاوت نهد و خواهان معروف باشد و منکر را ناخوش بدارد. این کم‏ترین مرتبه‏ای است که صالح را از طالح و درستکار را از بدکار جدا می‏سازد و اگر کسی به قلب نیز از منکر ناخشنود نباشد، همدست بدکاران و شریک جرم آنان خواهد بود. امام خود، درباره این عنصر قلبی و اهمیت آن می‏فرماید: «مردم، خشنودی و خشم [از چیزی‏] همگان را [در پیامد آن‏] شریک سازد [و کیفر و پاداش آنچه بدان راضی شده‏اند به آنان بپردازد] چنان‏که ماده شتر ثمود را یک تن پی نمود و خدا همه آنان را عذاب فرمود؛ چرا ـ که گرد اعتراض نگردیدند ـ و همگی آن کار را پسندیدند. (115)» لذا هر مسلمانی باید منکر را بد بشمارد و معروف را بپسندد وگرنه از مسلمانی بویی نبرده و مرده متحرکی است و به تعبیر امام، مرده‏ای میان زندگان است. از نظر امام اساسا چنین کسی مسخ شده و از طبیعت انسانی خود بیرون شده است: «آن که به دل کار نیکی را نستاید و کار زشت را ناخوش نیاید، طبیعتش دگرگون شود، چنان‏که پستی وی بلند و بلندی‏اش سرنگون . (116) » این مسخ‏شدگی تا آن‏جا پیش می‏رود که چنین کسی هر چند خود مرتکب گناه نشده باشد، شریک گناهکاران به‏شمار خواهد آمد. به گفته امام: «آن‏که به رفتار گروهی خشنود است، مانند آن است که شریک رفتارشان باشد. (117) » عکس این مطلب هم راست است: آن که شاهد رفتار نادرست کسانی است، اما به دل آن را ناخوش می‏دارد، گویی اساسا شاهد آن رفتار نبوده است. امام علی‏علیه السلام به روایت از سول‏خداصلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید: «هر که شاهد ماجرایی باشد و آن‏را ناخوش دارد؛ مانند کسی است که آن‏را ندیده است و آن‏که شاهد ماجرایی باشد و آن را خوش دارد، مانند کسی است که شاهد آن بوده است. (118) » صرف ناخوش داشتن نیز کافی نیست. این ناخشنودی باید ظهور و بروزی در چهره و رفتار انسان داشته باشد. بدین روی امام خبر می‏دهد که «رسول‏خدا به ما فرمان داد تا با معصیت‏کاران با چهره‏هایی دژم روبرو شویم. (119) » اما دومین مرتبه از نظر امام آن است که مسلمان به زبان امر و نهی کند. کسی که چنین می‏کند، دست‏کم اعتراض خود را نسبت به رفتار نادرست نشان می‏دهد و موضع خود را به نمایش می‏گذارد. تحقق بسیاری از معروف‏ها و از میان رفتن بسیاری از منکرها در گرو ظهور این مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر است. با حضور این عنصر است که افراد حس می‏کنند هنوز جامعه زنده است و نبض اخلاقی آن می‏زند و نسبت به نادرستی‏ها حساسیت دارد. لیکن مسئله در این جا متوقف نمی‏شود و باید این گفتار با رفتار آمر و ناهی هماهنگ باشد. برای مثال این درست نیست که کسی را نهی از منکر کنیم و آن‏گاه که دیدیم ترتیب‏اثری به گفته ما نداد، همچنان مراوده خود را با او ادامه دهیم. امام علی‏علیه السلام خود از گروهی اسرائیلیان نام می‏برد که در برابر منکر حساسیت زبانی داشتند؛ اما چون دوست خود را نهی از منکر می‏کردند و با این که او دست از منکر بازنمی‏داشت، همچنان همنشین و هم‏خوراک او بودند. بدین روی خداوند همگان را به عذاب دچار کرد. (120) از نظر امام برترین مرتبه امر به معروف آن است که انسان دست به اقدام بزند و عملا برای تحقق معروف و نابودی منکر بکوشد. آن‏گاه که آن منکر، حمله نظامی دشمن است، اقدام عملی، برگرفتن سلاح و به جنگ او رفتن است. اما همیشه نیازی به اسلحه برگرفتن نیست و همواره احتمال حمله دشمن وجود ندارد. لذا باید اقدام عملی یا یدی را در سطح وسیع‏تری دید. مقصود از اقدام عملی هرگونه حرکت هدف‏دار و مشروعی است که برای تحقق معروف و نابودی منکر لازم است. گاه این اقدام عملی، بسیج نظامی است و گاه کوشش برای سوادآموزی و ریشه‏کنی بی‏سوادی و گاه تلاشی است برای سازندگی و آبادانی کشور.
      به نظر می‏رسد میان آنچه امام به عنوان مراتب امر به معروف و نهی از منکر نام می‏برد و آنچه فقها در این باب می‏گویند، اندکی اختلاف باشد. امام بر آن است که هر مسلمان باید هم به دل و هم به زبان و هم به کردار خواستار معروف و بیزار از منکر باشد و به مقداری که از این مراتب عدول کند و دست از اقدام شوید و تنها به زبان یا دل اکتفا کند، از ارزش دینی او کاسته می‏شود. لذا برخورد ایشان با این مسئله برخوردی ارزشی است و از نظر ایشان مسلمان کامل باید در هر سه مرتبه فعال باشد. به‏همین دلیل فرزند خود را توصیه می‏کند که: «به‏دست و زبان کار پسند را زشت شمار و از آن که کار ناپسند کند با کوشش، خود را دور بدار. (121) » اما آنچه فقها در این باب می‏گویند، نه ناظر به آمر و ناهی است، بلکه ناظر به ضرورت و نیاز است. اگر منکر با زبان رفع شود، دیگر نیازی به اقدامات ویژه نیست. پس دیگر تعارضی میان دو نگاه پیش‏گفته وجود ندارد. به تعبیر دیگر، امام به این مسئله از نگاه عقیدتی می‏نگرد و فقها از منظر عملی. به‏ویژه آن‏که پاره‏ای اقدامات عملی نیازمند تشکیلات و اختیارات و حتی اجازه خاص است و اگر هر کس بخواهد در وسیع‏ترین عرصه و به هر شکلی برای امر به معروف و نهی از منکر، دست به اقدام عملی بزند، به تعبیر فقها «اختلال یا فساد نظام» (122) پیش می‏آید.
      آداب امر به معروف و نهی از منکر
      از میان فرایض اسلامی، تنها فریضه‏ای که مشروط به تأثیر است، همین امر به معروف و نهی از منکر است. از ما خواسته‏اند تا بی‏توجه به تأثیر، نماز بخوانیم یا روزه بگیریم. لیکن در مورد امر به معروف، مؤثر واقع شدن آن، یکی از شرایط وجوبش به‏شمار است. (123)همه شرایط و مراتب و آدابی که برای اجرای این فریضه در نظر گرفته‏اند، چیزی نیست جز کوشش برای مؤثرتر شدن آن. لذا هرگز در این مورد نمی‏توان به شعار «بر رسولان بلاغ باشد و بس» بسنده کرد. بنا بر این آن‏که در پی امر به معروف و نهی از منکر است، باید طبیب‏وار و مشفقانه درد بیمار خود را بشناسد و داروی مناسب آن را تجویز نماید و در این راه آدابی را به‏کار بندد که او را موفق سازد. اما «مقصود از آداب، آن چیزهایی است که رعایت آنها در حصول غرض و گرفتن نتیجه مؤثر است. (124) » برخی از این آداب، اختصاص به امر به معروف ندارد و شامل بیش‏تر عرصه‏های زندگی نیز می‏شود و پاره‏ای از آنها در پاره‏ای از کتاب‏ها تحت عنوان شرایط امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده و یا از مشتقات آنها به‏شمار آمده است. تأمل در این آداب، ما را متوجه حقیقتی ناخوشایند می‏کند: بسیاری از امر به معروف‏های ما، در حقیقت امر به منکر و زیر پا گذاشتن حقوق مسلم دیگران و تجاوز به حریم زندگی آنان است که شارع به هیچ روی بدان خشنود نیست.
      امام علی‏علیه السلام، در کنار تأکیدات بسیار بر اصل این فریضه، همواره بر آن است تا با آموختن آداب آن، دیگران را از کج‏فهمی و برداشت ناصواب برحذر دارد و شیوه درست آن را به مؤمنان بیاموزد. در این‏جا پاره‏ای از آداب این فریضه را از منظر امام‏علیه السلام نقل می‏کنیم. مهم‏ترین این آداب عبارتند از:
      1.پرهیز از تجسس؛ 2.پرهیز از پرده‏دری؛ 3.پرهیز از دشنام؛ 4.رفاقت؛ 5.صبوری.
      .1 پرهیز از تجسس
      امر به معروف و نهی از منکر، ناظر به حقوق اجتماعی مسلمانان است و تنها در این حوزه کاربرد دارد. از این‏رو کشاندن آن به حریم خصوصی مردم جز مسخ این فریضه و مشکل‏سازی نتیجه‏ای ندارد. اساسا تا ترک معروف یا ارتکاب منکری آشکار نباشد، کسی را حق پی‏جویی و تجسس برای احراز آن نیست. اگر کسی در نهان گناهی مرتکب می‏شود و یا واجبی را فرومی‏گذارد، تنها به خودش زیان می‏زند، نه دیگری.
      این مسئله، از مسلمات اسلام است که هر کس حریم خصوصی خود را دارد و کسی را حق تجسس در آن نیست. داستان خلیفه دوم و بالا رفتن از خانه دیگران برای کشف منکر و عکس‏العمل آن مسلمان، معروف است. هنگامی که عمر مچ آن شخص مرتکب منکر را گرفت، آن مرد مدعی شد که اگر من مرتکب یک منکر شده باشم، تو را سه منکر است که یکی از آنها، تجسس است که به تصریح قرآن کریم (سوره حجرات، آیه 12) حرام است. خلیفه نیز خطای خود را پذیرفت و از او درگذشت . این ماجرا را غزالی در احیاءالعلوم (125) و کیمیای سعادت (126) به تفصیل نقل می‏کند. از نظر امام علی‏علیه السلام اساسا اگر گناهی در نهان صورت گیرد و یا واجبی ترک شود، تنها عامل و تارک زیان می‏بیند و از رحمت خدا محروم می‏گردد، و دیگران از این کار زیانی نمی‏بینند. فلسفه امر و نهی نیز در درجه اول حفظ سلامت جامعه است. امام‏علیه السلام از رسول‏خداصلی الله علیه وآله وسلم نقل می‏کند که ایشان فرمود : «هرگاه بنده‏ای در نهان گناهی را مرتکب شود، جز او زیانی نمی‏بیند و هرگاه آشکارا آن را مرتکب شود و بر او خرده نگیرند، عموم مردم از آن زیان می‏بینند. (127) » از نظر امام کیفر و مجازات الهی هنگامی دامنگیر جمع می‏گردد که گناه فردی آشکارا صورت گیرد: «خداوند عامه را به گناه خاصه، هرگاه آنان در نهان مرتکب کار زشتی شوند و عامه از آن باخبر نشوند، کیفر نمی‏دهد. (128) » بدین‏ترتیب قلمرو کاربرد امر به معروف و نهی از منکر، اعمال آشکار و جایی است که ترک معروف یا ارتکاب منکر، آشکار و عیان باشد.
      فقها در این زمینه چندان دقت‏نظر و احتیاط به خرج می‏دهند که نه تنها گناه نهانی را مشمول امر به معروف و نهی از منکر نمی‏دانند، بلکه معتقدند اگر ترک واجب یا ارتکاب منکر نیز آشکار باشد، اما از سر جهل به موضوع صورت گرفته باشد، باز امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست. برای مثال امام خمینی، در این باب می‏گوید: «اگر فاعل [منکر] جاهل به موضوع باشد، انکار او و رفع جهلش واجب نیست؛ مانند آن‏که نماز را از سر غفلت یا فراموشی نخواند و یا بر اثر جهل به موضوع، مسکری نوشید. (129) » البته این مسئله ناظر به موارد عمومی یا جزئی است، اما جایی که مسئله حیاتی باشد، دیگر نمی‏توان سکوت کرد: «البته اگر آن مسئله به‏گونه‏ای باشد که خداوند متعال به هیچ روی ارتکاب و یا ترکش را نمی‏پسندد، مانند قتل نفس محترمه، اقامه آن [فریضه‏] و امر و نهی در این مورد واجب است. (130) » بنا بر این در امر و نهی هم باید ترک واجب یا ارتکاب منکر، آشکار باشد و هم فاعل و تارک دچار فراموشی یا غفلت و یا جهل به موضوع نشده نباشد وگرنه جایی برای اجرای این فریضه نیست. از این‏رو، باید این تلقی نادرست را که امر به معروف و نهی از منکر، گونه‏ای فضولی در کار دیگران و تجسس و دخالت در امور شخصی افراد است، کنار گذاشت و برای رفع این پندار ناروا کوشید. امر به معروف و نهی از منکر هیچ نسبتی با تجسس و فضولی در کار دیگران ندارد و اگر هم بتوان نسبتی برقرار کرد، نسبت تضاد است.
      در این‏جا تنها یک استثنا وجود دارد و آن‏هم بازرسی، بررسی و مراقبت از کردار و اعمال سازمان‏ها و مؤسسات است. از آن‏جا که فلسفه وجودی سازمان‏های دولتی و مؤسسات عمومی، تأمین مصالح عامه است، باید دید که آیا در این مسیر گام برمی‏دارند و آیا برای تحقق این هدف می‏کوشند یا خیر. اساسا نظارت بر سازمان‏ها غیر از تجسس است؛ زیرا تجسس به معنای کنجکاوی در امور شخصی افراد و دخالت در حریم خصوصی آنان است؛ حال آن‏که در سازمان‏ها و مؤسسات، چیزی به نام حریم خصوصی وجود ندارد. این نهادها با امکانات و بودجه مردم و برای خدمت به آنها پدید آمده‏اند و همواره باید در این مسیر نیز حرکت کنند. این اصل در مورد مدیران و گرداندگان مؤسسات عمومی نیز صادق است. چرا که آنان با در اختیار گرفتن بودجه و امکانات مردمی، متعهد شده‏اند در جهت تأمین مصالح جامعه حرکت کنند. بنا بر این باید احراز شود که تا چه حد به تعهد خویش پایبندند. البته این مسئله باز به معنای دخالت در امور شخصی مدیران و تجاوز به حریم خصوصی آنان نیست، بلکه مقصود آن است که همواره باید حوزه مدیریتی و اختیارات چنین کسانی زیرنظر باشد و کنترل گردد. با همین رویکرد است که امام علی‏علیه السلام از مالک‏اشتر می‏خواهد کارهای زیردستان و کارگزاران خود را زیرنظر داشته باشد و از طریق فرستادن منهیان و مراقبان، مانع تخلفات احتمالی آنان گردد. در این مورد ایشان پس از آن‏که دستور می‏دهد تا کارگزاران براساس توان و شایستگی انتخاب شوند، می‏فرماید: «بر کارهای آنان مراقبت دار و جاسوسی راستگو و وفاپیشه بر ایشان بگمار که مراقبت نهانی (131) تو در کارهایشان، وادارکننده آنها است به رعایت امانت و مهربانی است بر رعیت. (132) »
      .2 پرهیز از پرده‏دری
      انسان، طبیعتا به خطاکاری گرایش دارد، وگرنه دیگر نیازی به امر و نهی نبود. از آن‏جا که غرایز در او بالفعل و تربیت‏پذیری بالقوه است، (133) اگر به خود واگذاشته شود، به کجروی خواهد افتاد. در این مرتبه نفس بسیار نیرومند و حاکم و آمر است و همان است که حضرت یوسف از آن چنین یاد می‏کند: «نفس خود را تبرئه نمی‏کنم که نفس به بدی فرمان می‏دهد، مگر آن که پروردگارم رحم کند. (134) » بدین‏ترتیب، حتی در آرمانی‏ترین جوامع و با بودن بهترین الگوها، نمی‏توان تضمین کرد که هیچ خطایی رخ ندهد. از این‏رو، گفته‏اند: «انسان جایزالخطا ـ و حتی گاه واجب‏الخطا ـ است.» توجه به این حقیقت، هشداری است در باب شناخت بیش‏تر ماهیت انسان و به‏کار گرفتن درست اصل امر به معروف و نهی از منکر.
      افزون بر این، نه تنها ارتکاب فحشا و اعمال ناپسند، از نظر دینی منکر است، گزارش و نقل و نشر آن نیز نوعی منکر به‏شمار می‏رود. از این‏رو اگر کسی مرتکب گناهی شد، موظف است آن را پنهان نگه دارد و از تجاهر به آن خودداری کند. رسول‏خداصلی الله علیه وآله وسلم پس از آن‏که مسلمانی را که زنا کرده و آن‏گاه خود به آن اعتراف کرده بود، حد زد، فرمود : «هر کس بدین ناپاکی‏ها آلوده شد، سزاوار است که خود را با پوشش خداوند متعال، درپوشد و اظهار مکند. (135) » امام علی‏علیه السلام نیز پس از آن‏که مسلمانی به گناه مستوجب حدی اعتراف کرد، خشمگین شد و فرمود: «چه‏قدر زشت است که یکی از شما مرتکب این‏گونه فحشاها می‏شود و سپس در برابر همگان خود را رسوا می‏کند! چرا در خانه‏اش توبه نکرد؟ به خدا سوگند، توبه‏اش میان خود و خدا برتر از اجرای حد بر او به‏وسیله من است. (136)» بنابراین نه تنها مرتکب گناه حق ابراز آن را ندارد، بلکه دیگران نیز حق ندارند که گناه پنهان کسی را آشکار و عیان سازند و آن را منتشر کنند. قرآن کریم نیز، در این باب تهدید سنگینی کرده است. (137) رعایت ظواهر و پایبندی به اصول اخلاق اجتماعی، مسئله‏ای است و اخلاقی زیستن در نهان و داشتن خشیت الهی، مسئله دیگری است. امر به معروف و نهی از منکر در پی تأمین مسئله نخست است. بر این اساس، هرگونه پرده‏دری و افشاگری درباره گناهان نهان، خود نوعی منکر است و مستوجب مجازات.
      نوشته‏اند: روزی خلیفه دوم بر منبر خود با صحابه رسول‏خداصلی الله علیه وآله وسلم مشورت کرد و پرسید: «چه گویید، اگر امام به چشم خویش منکری بیند، روا بود که حد زند؟» گروهی گفتند: «روا بود. (138) » اینان فقط مسئله مجازات را مد نظر داشتند، گویی که هدف اصلی مجازات، تنبیه مجرم است . حال آن‏که واضع قانون، که علیم و حکیم است، اهداف دیگری را نیز برای آن در نظر گرفته است که مهم‏ترین آن حفظ سلامت جامعه و حفظ ظاهر آن است. امام علی‏علیه السلام که در آن‏جا حضور داشت، این پاسخ را نپسندید و اعلام داشت: خداوند متعال خود، شرط اجرای این‏گونه حدود را گواهی دو شاهد عادل قرار داده است و امام را که یک‏تن است نرسد به استناد گواهی خود حدی اجرا کند.« این کاری است که خدای ـ عزوجل ـ در دو عدل بسته است، به یک تن کفایت نیفتد. و روا نداشت که امام به علم خویش در این، کار کند و واجب داشت فرو پوشیدن. (139) » از نظر امام، حفظ سلامت آشکار جامعه، مهم‏تر از اجرای حدود خاص است که مستلزم رسواسازی و افشاگری است. از این‏رو طی سخنان کوبنده‏ای از یاران خود می‏خواهد دست از پرده‏دری بردارند و خود را برتر از گناهکاران ندانند و همواره در نظر داشته باشند که بسا گناه دیگران آمرزیده شود، اما از آنان، نه. امام در این باب چنین توصیه می‏کند: بر کسانی که گناه ندارند و از سلامت دین برخوردارند، سزا است که بر گناهکاران و نافرمانان رحمت آرند و شکر این نعمت بگزارند؛ چندان‏که این شکرگزاری آنان را مشغول دارد و به گفتن عیب مردمان وانگذارد. تا چه رسد به عیب‏جویی که برادر را نکوهش کند و به آنچه بدان گرفتار است، سرزنش کند. آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه بر او بخشید و گناهان پوشید ـ بزرگ‏تر از گناهی که او را بدان مذمت کند ـ و چگونه او را مذمت کند که خود چنان گناهی کرده است ـ لیکن پوشیده و در پرده است ـ و اگر چنان گناهی نداشته گناهان دیگری داشته که از آن گناه بزرگ‏تر است؛ و به خدا سوگند، اگر گناهی که کرده بزرگ نیست و گناهی است خرد، جرأت او را بر زشتی مردمان گفتن، گناهی بزرگ‏تر باید شمرد.
      ای بنده خدا در گفتن عیب کسی که گناهی کرده است، شتاب مکن! چه، امید می‏رود که آن گناه را بر او ببخشند و بر گناه خرد خویش ایمن مباش! چه، بود که تو را بر آن عذاب کنند. پس اگر از شما کسی عیب دیگری را دانست، بر زبان نراند، به خاطر عیبی که در خود می‏داند . و شکر بر کنار ماندن از گناه او را بازدارد از آن‏که دیگری را که به گناه گرفتار است، بیازارد. (140) امام بر این مسئله چنان تأکید دارد که در عهدنامه‏اش به مالک اشتر، او را از کسانی که گناه نهان افراد را آشکار می‏سازند، برحذر می‏دارد و توصیه می‏کند که گناه مردمان را بپوشاند و «از رعیت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش که عیب مردم را بیش‏تر جوید، که همه مردم را عیب‏ها است و والی از هر کس سزاوارتر به پوشیدن آنها است. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است آشکار گردانی و باید آن را که برایت پیدا است بپوشانی و داوری در آنچه از تو نهان است با خدای جهان است. پس چندان که توانی زشتی را بپوشان تا آن را که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند. (141) » بدین‏ترتیب، امام علی‏علیه السلام واقع‏گرایانه جامعه را می‏بیند و می‏داند که همه مسلمانان قدیس نیستند و یوسف‏وار به‏پاکی زندگی نمی‏کنند. اما این دلیل نمی‏شود که هر گناه نهانی را آشکار کنیم و کوس رسوایی هر مسلمانی را بر سر هر کوی و برزن بزنیم. کسی که در پی عیب‏جویی این و آن است، همچون بیکاره‏ای است که بر گندابی می‏نشیند و آن را با چوبی به هم می‏زند تا هر لحظه بوی ناخوش آن، رهگذران را بیازارد. این منطق امر به معروف نیست، مسلمان راستین آن است که خاکی بر آن گنداب بریزد و عفونت آن را بپوشاند، نه آن‏که عفونتش را به هر سو بپراکند. گوهر سخن امام همین است. هیچ توجیه اخلاقی برای رسوا کردن دیگران به سبب گناهان نهانشان نیست. بدین روی نه تنها به نام امر به معروف نمی‏توان پرده‏دری کرد، بلکه یکی از معروف‏ها ستر عیوب و پرده‏پوشی تا حد ممکن است؛ یعنی همان کاری که امام علی‏علیه السلام با مجرمانی می‏کرد که خود برای اعتراف کردن می‏آمدند. ایشان با تجاهل و دفع‏الوقت و تعویق اجرای حد، می‏کوشید پرده بر گناهان آنان بیفکند و مرتکبان منکر را بیمارانی می‏دانست که نیازمند ترحمند، نه دشمنانی سزاوار لگدکوبی . در تحلیل نهایی، کسانی که در پی عیب‏جویی و عیب‏یابی این و آنند، یا خود عیبناکند و یا در سر سویدای خود آرزوی آن را دارند. آن‏که در پی افشای گناهان دیگری است، یا خود در حسرت ارتکاب گناه می‏سوزد و یا آن‏که می‏خواهد با این کار قبح عمل از بین برود و زمینه گناهکاری او نیز فراهم شود. امام علی‏علیه السلام این نکته ظریف روانی را چنین گزارش کرده‏اند: «عیبناکان، دوستدار پخش معایب مردمند، تا عذری برای عیبناکی خود فراهم آرند. (142) »
      .3 پرهیز از دشنام
      امر به معروف و نهی از منکر، فریضه و واجب است. اما برای اجرای آن نباید پا از حدود شرع بیرون گذاشت. این واجب از آنهایی است که نمی‏توان برای اجرای آن واجب‏های دیگر را فروگذاشت و به محرماتی دیگر مرتکب شد. یکی از محرمات رایج در اجرای این فریضه، بدزبانی و دشنام‏گویی است، که آمر و ناهی می‏پندارد چون حق با او است، می‏تواند از هر زبانی و واژگانی استفاده کند. منطق قرآن و دستور خداوند متعال به موسی و هارون‏علیهما السلام (143) باید در این زمینه راهنمای هر مسلمانی باشد. قرآن کریم حتی دشنام دادن به مشرکان را درست نمی‏شمارد (144) و مؤمنان را کسانی می‏داند که از هرگونه لغوی دوری می‏گزینند (145) و حتی به جاهلان پاسخی در خور و مسالمت‏آمیز می‏دهند. (146) هدف از امر و نهی، نفوذ در دل‏ها و برانگیختن مردمان در جهت پدید آوردن معروف و از میان برداشتن منکر است؛ حال آن‏که دشنام‏گویی مانع از نفوذ و سد راه همدلی است. اگر هم کم‏ترین امکان تأثیری در میان باشد، دشنام دادن و بدگویی، آن‏را از میان می‏برد. از این‏رو در منظومه فکری امام علی‏علیه السلام جایی برای دشنام دادن وجود ندارد و ایشان روا نمی‏دارد که مسلمانی دهان خود را بدان بیالاید. حضرت چون در جنگ صفین دید که یارانش به لشکریان معاویه دشنام می‏دهند، آنان را از این کار برحذر داشت و فرمود: من خوش ندارم شما دشنامگو باشید؛ لیک اگر کرده‏های آنان را بازگویید و حالشان را فرایاد آرید، به صواب نزدیک‏تر بود و در عذرخواهی رساتر. (147)
      .4 رفاقت
      عصاره آداب امر به معروف و نهی از منکر در لسان معصومان، تحت عنوان رفق آمده است. مقصود از رفق، ملایمت، نرمی، مدارا و رفاقت با تارک معروف و مرتکب منکر است. نه این‏که با او دوستی و رفاقت به معنای امروزین داشته باشیم، بلکه در برخوردهایمان راه نرمی و مدارا را پیش بگیریم و دوستانه و مشفقانه بکوشیم خطاکار را از راه کج بازآوریم. هنگامی امر و نهی ما مؤثر می‏افتد که راه همدلی را برگزینیم و تارک معروف را همچون بیماری بدانیم که نیازمند کمک ما است. خداوند متعال به پیامبرش‏صلی الله علیه وآله وسلم می‏آموزد تا از منکر بیزار باشد، بی‏آن‏که از عاملان آن بیزاری جوید و به او می‏فرماید: «پس اگر تو را نافرمانی کردند، بگو: من از آنچه می‏کنید بیزارم. (148) » در نتیجه حضرت رسول از کردار نادرست آنان بیزاری می‏جوید، نه از خود آنان. همچنان که طبیب از بیمار متنفر نیست و بر آن است تا او را درمان کند و از چنگال بیماری برهاند . کسانی که در صدر اسلام می‏زیستند و از نزدیک با تعالیم وحیانی و نبوی آشنا بودند، این نکته را نیک دریافته بودند. لذا اگر کسی از آنان مرتکب گناهی می‏شد و برای حد خوردن خود را معرفی می‏کرد، به رسول‏خداصلی الله علیه وآله وسلم یا امام علی‏علیه السلام عرض می‏کرد: طهرنی؛ «پاکم ساز». آنان به نیکی می‏دانستند که هدف از حد زدن، نه کیفر دادن گناهکار، که پاک ساختن او از گناه است.
      آن‏که در پی امر و نهی است، نیز باید چنین نگاهی به امر و نهی خود داشته باشد. امام علی‏علیه السلام از رسول‏خداصلی الله علیه وآله وسلم نقل می‏کند که فرمود نباید امر به معروف و نهی از منکر کند، جز آن که این سه صفت در او باشد: «در آنچه بدان امر می‏کند، رفیق و در آنچه از آن نهی می‏کند رفیق باشد... (149) ». تعبیر کلیدی رفق در گفتار معصومان فراوان وارد شده است. برای مثال امام صادق، پس از نقل ماجرایی عبرت‏آموز می‏فرماید: «امامت ما با رفق و دوستی و معاشرت خوب و پرهیزگاری است. (150) » خطبه 140 نهج‏البلاغه که پیش‏تر ذکر شد، بر این اصل پا می‏فشارد که آنان که خود را پاک می‏دانند، چندان غره نشوند و به سپاس این نعمت به بدکاران با چشم رحمت و شفقت بنگرند . همچنین امام از مالک اشتر می‏خواهد تا مهربانانه با بدکاران برخورد کند و آنچه را که شایسته پوشاندن است، بپوشاند. سخن کوتاه، اساس امر به معروف و نهی از منکر، نفوذ و تأثیر است و این یک بدون رفق و مدارا و نرمی حاصل نمی‏شود.
      .5 صبوری
      مسائل اجتماعی، برآیند عوامل بسیاری است که همگی در طول زمان شکل می‏گیرند. اگر کسی پندارد که با امر و نهی او همه چیز به سرعت درست می‏شود، خود را فریفته و ماهیت جامعه و سازوکار آن و روحیات مردم را نشناخته است. از این‏رو آن که در پی تحقق این فریضه است، باید صبورانه و پیگیرانه به کار خود ادامه دهد و اگر نتیجه کارش نیز ظاهر نشد، نومید نگردد؛ که: «شکیبا، پیروزی را از کف ندهد، اگرچه روزگارانی بر او بگذرد. (151) » با همین نگاه است که امام به فرزندش فرمان می‏دهد تا امر به معروف و نهی از منکر کند و خود را به سختی عادت دهد و در این کار صبوری پیشه کند. (152) اساس اثربخشی این فریضه آن است که از حالت اتفاقی و گاه به گاهی بیرون آید و به شکلی مستمر و خستگی‏ناپذیر صورت گیرد، تا آن‏که به‏تدریج معروف در جایگاه درست خود قرار گیرد و منکر از سطح جامعه ناپدید شود.
      اگر همچنان در سخنان امام و سیره عملی ایشان به کاوش ادامه دهیم، آداب بسیار دیگری را خواهیم یافت، مانند اخلاص در عمل که همه‏جا و به‏ویژه در این‏جا کارساز و حیاتی است . داستان مبارزه امام‏علیه السلام با آن پهلوان عرب، یعنی عمرو بن عبدود و اخلاص ایشان در آن جنگ، زبانزد بسیاری از بزرگان است. (153)
      تعداد بازدید :3003
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
       
  • پیوند های مرتبط
    رهپویان معروف
    پایگاه اطلاع رسانی و پژوهشی
    پایگاه خبری تحلیلی و اطلاع رسانی امر به معروف
    ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر اصفهان
  • آمار بازدید
    مجموع بازدیدها : 212,757
    تعداد بازدید امروز : 383
    تعداد بازدید دیروز : 361
    آخرین به روزرسانی : 1396/05/07 13:55
  • ارتباط با ما
    آدرس :

    مشهد مقدس - میدان شهدا - ساختمان شهرداری مشهد

    تلفن :051-32006284
    فاکس :
    رایانامه :info-marouf@mashhad.ir
  • کلیه حقوق این سایت متعلق به شهرداری مشهد می باشد.
    تامین و به روزرسانی محتوای این سایت توسط ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرداری مشهد انجام میگردد
    طراحی و پشتیبانی فنی: سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری مشهد